خرید بک لینک
پاییز بود،16 آذر زیر بارون نگات کردم ،چه قدر قشنگ بود اولین لحظه ها،اولین نگاه ها و ...چهار سال پیش!امروز 30 اردیبهشت انتهای عشق ما فقط یک جمله بود! زوجتی...طلاقا استغفرالله...رجعا...!چه ساده است انتهای راه!پشت هم سیگار آتیش میزنم!پشت هم!نفسم شماره ش

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

آه،آه،آه معتاد دود سيگارم شدم،نه دودش اين كه تنها چيزيه كه اين روزا به هم ريختگي ذهنمو آروم ميكنه،ميگه "تو كه مشكلي نداري با اين قضيه كنار اومدي منم كه دارم له ميشم"،ميخندم به پهناي صورت. كي ميفهمه حال اين بغل به بغل شدن توي خاطرات رو؟كي درك ميكنه چ

برچسب: آه,آه,آه, نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

تمام مدت فقط و فقط یه جمله توی ذهنم میپیچه "یو پول د تریگر!" یکی از آهنگ های علیرضا قربانی رو پلی کردم و گوش میکنم از همون آهنگ های همیشگی این روزهاست،همین زندگی،من ریکورد خودکشی دارم،من افسرده ام،افسردگی من مال امروز و دیروز نیست،داستان یک عمره،تقری

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

خانوم ایکس عزیز این روزا فقط من و توییم که حال هم رو میفهمیم،دنیا جای پیچیده ایه برای آدمی مثل من،خسته شدم از این که یه نفر تو مغزم هی تکرار میکنه "من افسرده ام" هر بار انگشتامو محکم میکنم تو گوشمو میگم اوهوی با تو ام خفه شو،من هیچ گوهی نیستم اصلا،بع

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

خانوم ایکس عزیزم سلام! این روز ها دنیا سر شئخی رو با من باز کرده، حقیقتا زندگی هجمه ی احمقانه ی تمام مشکلات بی سر و ته و مسخره ایست که حتی جرات نمیکنم جدی بگیرمشان و همین بازی ذره ذره مرا از درون میشورد و نیست و نابودم میکند. این روز ها برای خودم غری

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

خانوم ایکس عزیز! امروز روز عجیبی بود،خیلی عجیب!بعد از 24 سال،دقیقا 24 سال تمام،برای اولین بار بابا بهم گفت که دوستم داره؟باور میکنی؟گفت به من افتخار میکنه،گفت باور داره که من از همشون موفق تر میشم یه روز و بهم اعتماد داره، خانوم ایکس عزیز نمیدونی چه

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

امروز یه نگاه یه کم دقیق تر به پسری کردم که چند وقتیه روش به قول این غربیا کراش دارم کردم،موهای خرمایی نسبتا تیره،پوست سفید و عینک مشکی و این روز ها سوییشرت خاکستری،اینجور موقع ها انگار دنا یهو دست میندازه و مچ آدم رو محکم میگیره، چه قدر هنوز درگیر

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

مهاجر

به خودم ميگم يه روزي مياد كه همه چي رو پشت سر ميذارم و دوباره از اول شروع ميكنم،شايد يه گوشه ي ديگه دنيا،البته اون روز ديگه مهم نيست،اون روز يه چيزي ته ته وجود من مهاجرت كرده...

+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:21 توسط خانوم ايكس |

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی